سفرنامه آببر-مزکده (بخش اول)

به گزارش مجله 90 جعبه، بهترین زمان برای گذر از کوهپایه های جنوبی به شمالی البرز اواخر فصل بهار اواسط خرداد ماهه. در این روزهای فصل بهار که دیگه خبری از سوز و سرمای ماه های قبل و هنوز گرمای داغ تابستون خودنمایی نکرده، دشت ها همچنان پر گل و طبیعت زیباتر و مهربان تر از هر زمانیه. در این هنگامه که چوپانان بها گله هاشون به مناطق معتدل ییلاقی کوچ می کنن.

سفرنامه آببر-مزکده (بخش اول)

برای دیدن زیباترین جزیره اندونزی با تور بالی همراه شوید و شگفتی های جزیره آتشفشانی بالی را از نزدیک شاهد باشد.

پس ما هم از فرصت استفاده می کنیم یکی از چند جهتی که شمال و جنوب البرز را به هم پیوند میده رو انتخاب می کنیم. با توجه با نکاتی در خصوص سفر اعم از شناخت جهت، فاصلش با تهران، سختی راه و شرایط آب وهوا جهت رو انتخاب می کنیم. نقطه آغاز این سفر دلنشین مرکز شهرستان طارم در استان زنجان آببر.

روز اول

ساعت 1 نیمه شب با مینی بوسی تهران رو ترک می کنیم. ترافیک موجود به علت تعطیلاته. جهتی که باید تو 5 یا 6 ساعت طی گردد 5/8 طول میکشه. حدود ساعت 9 صبح با کلی اصرا و چونه زدن با یکی از محلی ها تونستیم وانتی رو با مبلغ 120 هزار تومن اجاره کنیم.حدود 1 ساعت و 30 دقیقه در جهتی که خاکی و سنگلاخ بود حرکت می کنیم و ساعت 10:30 آماده حرکت میشیم. شیب نسبتا تندی که اول جهته حسابی گرممون نموده.خوشبختانه پس از 1 ساعت و 30 دقیقه حرکت در این جهت پرشیب به مرکز حد فاصل استان گیلان و زنجان می رسیم.دوستانی که تاحالا این جهت را نیومدن از شیب یکنواخت جهت شکایت می کنن اما ما که تجربه پیمودن این جهت رو داریم اونها رو به ادامه راه و سفر ترقیب می کنیم. پس از گذشت 2 ساعت از آغاز جهت دامنه های سرسبز شمالی و نمای جنگل ها از دور جسم و روح آدم را مملو از انرژی و نشاط می کنه. برای کمی استراحت توقفی کوتاه می کنیم و مجدد جهت رو ادامه میدیم. از گله گوسفندانی که از ما دور هستن عکسبرداری می کنیم در همین حین متوجه جوونی می شم که داره به سرعت به سمتم می دوه. تو ذهنم علت اینگونه دویدن را آنالیز می کنم آیا دنبال مجوز یا برگی برای عکاسیه؟ آیا واسه عکسبرداری از گوسفندان شاکیه ؟ وقتی که صحبت هاش تموم میشه جواب سوال هامو رو با جواب تموم میکنم.اون فقط واسه هدایت کردن ما و جلوگیری از گم شدنمون تو این جهت اینطوری خودش رو به من رسوند! خدا عمرش بده این جوون رو این روزا کمتر کسی پیدا می شه که حاضر به همچنین کاری باشه.البته که حق میدم بهش از همین جا جهتهای زیادی برای دسترسی به ماسوله و قلعه رودخان وجود دارد.اما خوب تصمیم ما مشخصه مزکده یا قلعه رودخان. این بار بعد از مدتی پیمایش آروم و بدون عجله جهت ساعت 3 بعدازظهر برای استراحتی و کمی تغذیه به مدت 1ساعت و خورده ای چمنزاری مسطح رو انتخاب کردیم. مکانی که آرزو دارم بعد از مرگم پذیرای جسمم باشه.قبرستونی بسیار قدیمی...! چرا که از محل سکونت فعلی ام خیلی بیشتر با روحیاتم سازگارتره. در مدت استراحت ما موضوعی جالب پیش اومد که حال و هوای اعضای گروه رو عوض کرد.از دور بین مه چوپانی سوار بر الاغ به ما نزدیک شد ما ازش درمورد نزدیک ترین چشمه سوالاتی را پرسیدیم و او توضیحاتی رو در اختیارمون قرار داد و اگر ما به او برای جابه جایی هیزم هاش یاری کنیم اون هم تا چشمه که به محل هیزم ها نزدیکه ما را میبره. ما هم شرط رو قبول کردیم. اون به هیزم هاش رسید و ما هم به آب و هنگام جدا شدن ازمون مقداری هیزم به ما داد که در اونن منطقه حکم کیمیا رو داشت. فراموش نموده بودم که قبل از آغاز سفر در خصوص شلوغی جهت صحبت کنم هرچند حدس اینکه با توجه به تعطیلات جهت شلوغ بود زده می شد. اما انتظار بیش از صد نفر و 7-8 تا گروه مجزا رو نداشتم. می دونستم که با این جمعیت فضا به زباله دونی تبدیل شده اما انصافا به جز چندتا ته سیگار هیچ گونه زباله ای به چشم نمی خورد جای تعجب و البته تقدیر از مسافران و گردشگران بود. بعد از یکی دو ساعت استراحت آخرین بخش باقی مانده از راه رو تا استراحتگاه شب را طی کردیم.جهتی با سربالایی یکنواخت، خیلی زیبا در کنار جویباری چشم نواز که رو به خشکی بود. شیب زیاد جهت و بار اضافی چوب ها همه ما رو به اندازه کافی خسته نموده بود. بالاخره رسیدیم... دشتی سرسبز که تا بی نهایت گسترده شده. خیلی زیباست. جایی ایده آل برای ورزش، دویدن، فوتبال، فریزبی و حتی چریدن گله ها.ساعت هایی رو برای تفریح سپری کردیم. دیگه وقت شام و بعدش خواب بود. با فخر فروشی بسیار آتیشی رو روشن کردیم که از دور هم که شده دل گروههایی چادر زده بودند رو بسوزونیم. بعد از اطمینان از خوابیدن کمپهای مجاور، ما هم خواب رو الویت قرار دادیم و حدود ساعت 1 نیمه شب چادر و کیسه خواب رو پل این جهان به جهانی خواب قرار دادیم. منبع: مجله 90 جعبهمنبع: کجارو
انتشار: 18 بهمن 1398 بروزرسانی: 3 مهر 1399 گردآورنده: 90bux.ir شناسه مطلب: 528

به "سفرنامه آببر-مزکده (بخش اول)" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "سفرنامه آببر-مزکده (بخش اول)"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید