چرا فخرفروشی پنهان ما را در چشم دیگران محبوب نمی کند؟ روان شناسی رفتارهای ضد محبوبیت

به گزارش مجله 90 جعبه، چند روز پیش داشتم به این موضوع فکر می کردم که چرا برخی از رفتارهای کلامی ما با وجود نیت متفاوتی که پشت آن هاست، کاملاً نتیجه معکوس می دهند. شاید تا حالا تصور می کردید که اگر موقع از خود گفتن کمی شکایت یا فروتنی چاشنی کلام کنید، در چشم دیگران محترم تر دیده می شوید؛ اما حالا تعیین شده که این رفتار یکی از مخرب ترین ابزارها در روابط اجتماعی است. در این پست با هم می بینیم که چطور عبارت های به ظاهر متواضعانه که در روان شناسی به آن ها فخرفروشی پنهان می گویند، می توانند محبوبیت فرد را در یک لحظه از بین ببرند و چرا ادای آسیب پذیری درآوردن، فکر مخاطب را علیه ما فعال می نماید.

چرا فخرفروشی پنهان ما را در چشم دیگران محبوب نمی کند؟ روان شناسی رفتارهای ضد محبوبیت

???? لیست بخش های این نوشته

(کلیک کنید)

  1. مفهوم فخرفروشی پنهان در رفتارهای کلامی روزمره
  2. ریشه های روانی و انگیزه های پنهان پشت فروتنی ساختگی
  3. عبارت اصلی که محبوبیت شما را به خطر می اندازد
  4. سه الگوی کلامی دیگر که حس ناخوشایندی ایجاد می نمایند
  5. پیغامدهای اجتماعی و سوءبرداشت های متداول در روابط
  6. تفاوت خودافشایی صادقانه با نمایش های کلامی دست کاری شده
  7. راه حلهای جایگزین برای بیان موفقیت ها بدون ایجاد حس منفی
  8. جمع بندی نهایی

مفهوم فخرفروشی پنهان در رفتارهای کلامی روزمره

بیشتر ما در موقعیت های مختلف اجتماعی، مانند مصاحبه های شغلی یا قرارهای کاری و محبت آمیز، تمایل داریم فردی دوست داشتنی و قابل احترام به نظر برسیم. برقراری ارتباط مؤثر معمولاً با ابراز قدردانی و توجه واقعی به طرف مقابل شکل می گیرد. با این حال، استفاده از بعضی تعابیر کلامی می تواند اثر معکوس بگذارد و چهره ای نامطلوب از ما بسازد. یکی از این الگوها، ترکیبی از شکایت و خودستایی است که در ادبیات روان شناسی تحت عنوان فخرفروشی پنهان (Humble-bragging) شناخته می گردد.

در این نوع ارتباط، فرد از یک موضوع منفی یا شکایت آمیز به عنوان پوششی برای اعلام موقعیت، قدرت یا فزونی خود استفاده می نماید. گوینده کوشش دارد به مخاطب بفهماند که دستاورد یا شرایط ویژه ای دارد، اما این پیغام را در قالب ناله یا غر زدن بسته بندی می نماید تا از متکبر به نظر رسیدن فرار کند. این تناقض در کلام، رفتاری خودزدتخریب گر است زیرا مخاطب به سرعت نیت اصلی را درک نموده و حس ناخوشایندی دریافت می نماید.

مثال های متعددی برای این الگوی کلامی وجود دارد. رفتارهایی مانند شکایت از کثیف شدن خودروی گران قیمت به وسیله موی حیوان خانگی، نالیدن از سرمای بیش از حد بخش VIP در طول پرواز یا ابراز خستگی از ساعات کاری در حالی که بر حقوق بسیار بالای آن تاکید می گردد، همگی در این دسته قرار می گیرند. در تمامی این موارد، نقاب کسر شأن یا گله مندی تنها ابزاری برای برجسته کردن یک امتیاز ویژه است.

ریشه های روانی و انگیزه های پنهان پشت فروتنی ساختگی

آنالیز های روان شناختی نشان می دهد که تمایل به این سبک سخن گفتن دلایل مختلفی دارد. بعضی افراد خودبزرگ بینی پررنگی دارند و می خواهند فزونی خود را به رخ دیگران بکشند، اما هم زمان از ابراز مستقیم آن هراس دارند. بعضی دیگر قصد دارند طرف مقابل را تحت تأثیر قرار دهند، اما جرات یا اعتمادبه نفس کافی برای بیان مستقیم موفقیت های خود را ندارند و ابراز مستقیم دستاوردها را خجالت آور یا شرم آور می دانند. گروه سومی نیز وجود دارند که به طور کلی عادت نموده اند از هر شرایطی شکایت نمایند.

نکته مشترک در تمام این افراد، ضعف در خودآگاهی (Self-awareness) است. فردی که نسبت به افکار و نیات واقعی خود آگاهی کامل دارد، احتیاجی به پنهان کردن احساسات یا استفاده از نقاب های کلامی نمی بیند. هنگامی که نیت واقعی پشت کلام با ظاهر عبارت همخوانی نداشته باشد، صداقت ارتباط زیر سؤال می رود و این عدم شفافیت به سرعت به وسیله مخاطب احساس می گردد.

وقتی شخص کوشش می نماید دستاورد خود را پشت یک گله کوچک پنهان کند، در واقع در حال ارسال دو سیگنال متناقض است. سیگنال اول تواضع را ادعا می نماید و سیگنال دوم فزونی را فریاد می زند. این تعارض باعث می گردد مخاطب احساس کند مورد دست کاری روانی قرار گرفته است و در نتیجه، اعتماد خود را نسبت به گوینده از دست می دهد.

عبارت اصلی که محبوبیت شما را به خطر می اندازد

در میان تعابیر متعددی که برای فخرفروشی پنهان به کار می روند، عبارتی که با واقعاً خجالت کشیدم وقتی… آغاز می گردد، بیشترین آسیب را به محبوبیت فرد می زند. علت اصلی مخرب بودن این عبارت، تظاهر به آسیب پذیری برای رسیدن به اهداف خودخواهانه است. آسیب پذیری واقعی ابزاری برای ایجاد پیوند عاطفی و صمیمیت میان انسان هاست، اما زمانی که به عنوان اسب تروآ برای غرور و خودخواهی استفاده گردد، حس انزجار در مخاطب ایجاد می نماید.

به عنوان نمونه، جمله ای مانند امروز واقعاً خجالت کشیدم وقتی جلوی تمام همکاران از من تقدیر شد یا موقع پارک کردن ماشین آخرین مدلم در آن کوچه تنگ واقعاً حس بدی داشتم، نمونه هایی از این تغییر مسیر غیرصادقانه هستند. فرد در ظاهر از یک احساس منفی مثل خجالت صحبت می نماید، اما هدف اصلی او ثبت تصویر یک موفقیت یا دارایی خاص در فکر مخاطب است.

بیان احساس خجالت به خودی خود ایرادی ندارد و می تواند باعث نزدیکی افراد گردد، اما اگر بلافاصله پس از آن جمله ای قرار گیرد که جنبه خودستایی دارد، صداقت کل صحبت زیر سؤال می رود. این چرخش ناگهانی از یک حالت آسیب پذیر به یک موضع برتر، باعث می گردد مخاطب احساس کند گوینده رفتار صادقانه ای ندارد.

سه الگوی کلامی دیگر که حس ناخوشایندی ایجاد می نمایند

علاوه بر تعابیر مبتنی بر خجالت، رفتارهای کلامی دیگری نیز وجود دارند که در همین قالب قرار می گیرند و اثر منفی مشابهی بر روابط می گذارند. نخستین مورد استفاده از عبارت هایی با آگاه واقعاً کلافه نماینده است وقتی… است. شکایت کردن از یک موضوع در حالت عادی مسئله ای ندارد، مگر اینکه ادامه جمله برای به رخ کشیدن یک امتیاز باشد. جملاتی نظیر واقعاً کلافه نماینده است که هم زمان چند پیشنهاد کاری عالی دریافت نموده ام ظاهری شبیه به گله دارند اما تنها برای نمایش توانمندی ها به کار می روند.

الگوی دوم با عبارت هایی مانند می دانم خیلی ها این طور فکر می نمایند، اما من واقعاً آن قدرها هم باهوش یا ثروتمند نیستم تعیین می گردد. گوینده در این حالت کوشش می نماید با استناد به نظر گروه بزرگی از مردم، اعتباری برای خود ایجاد کند و سپس با شکسته نفسی ساختگی، ادای فروتنی درآورد. این ترکیب تاییدخواهی و خودشکسته نُمایی، حس عدم اصالت را به مخاطب منتقل می نماید.

الگوی سوم عبارت است از بیان جملاتی مانند من مدت ها پیش به این موضوع علاقه داشتم. هدف از این جمله، ادعای پیشرو بودن در یک حوزه یا آگاه بودن از روندهای تازه زودتر از دیگران است. فرد با بی ارزش نشان دادن آنچه اکنون برای دیگران مجذوب کننده است، سعی دارد خود را باتجربه تر و برتر نشان دهد که این رفتار نیز از دید مخاطبان دور نمی ماند.

پیغامدهای اجتماعی و سوءبرداشت های متداول در روابط

یکی از سوءبرداشت های رایج این است که افراد تصور می نمایند با ابراز مستقیم دستاوردهای خود، حتماً مغرور به نظر خواهند رسید. به همین علت به سراغ رفتارهای کلامی پیچیده و غیرمستقیم می روند. پژوهش های رفتاری نشان می دهند که افکار عمومی در برابر فخرفروشی مستقیم صبورتر هستند تا فخرفروشی پنهان. بیان مستقیم یک موفقیت همراه با واقع گرایی، بسیار محترمانه تر از پنهان کردن آن در پشت عبارت های مظلوم نمایانه تلقی می گردد.

عدم شفافیت کلامی اثر مستقیمی بر کاهش صمیمیت در شبکه های ارتباطی دارد. وقتی افراد احساس نمایند تعاملات آن ها پر از پیغام های پنهان و غیرصادقانه است، فاصله روانی خود را افزایش می دهند. نظرسنجی ها و آنالیز های میدانی نشان می دهد درصد بسیار زیادی از مردم در مواجهه با چنین رفتارهایی، مسیر مصاحبه را تغییر داده یا از ادامه ارتباط عاطفی عمیق تر خودداری می نمایند.

آسیب دیگری که این سبک رفتار وارد می نماید، ایجاد حس بی اعتمادی پایدار است. مخاطب پس از چند بار مواجهه با این تعابیر، حتا رفتارهای صادقانه و آسیب پذیری های واقعی فرد را هم به چشم یک مانور تبلیغاتی می بیند و امکان شکل گیری ارتباط اصیل از بین می رود.

تفاوت خودافشایی صادقانه با نمایش های کلامی دست کاری شده

یکی از سؤالات مهمی که پس از شناخت این الگوها مطرح می گردد این است که چطور می توان مرز میان خودافشایی (Self-disclosure) صادقانه و فخرفروشی پنهان را تشخیص داد؟ پاسخ در انگیزه اولیه و شفافیت کلام نهفته است. در خودافشایی واقعی، هدف گوینده ایجاد اشتراک احساسی، ابراز واقعی یک شرایط یا دریافت حمایت روان شناختی است. در این حالت، فرد احتیاجی به سنجیدن کلمات برای ارتقای جایگاه خود احساس نمی نماید.

در مقابل، در نمایش های کلامی دست کاری شده، جلب توجه و دریافت تایید بدون پرداخت هزینه اجتماعی غرور، انگیزه اصلی است. گوینده می خواهد هم تشویق گردد و هم متواضع به نظر برسد. این تقاضای هم زمان برای دو امتیاز متضاد، همان چیزی است که تناقض رفتاری ایجاد می نماید و گوینده را در چشم دیگران نامحبوب می سازد.

اگر فردی حقیقتاً از برنده شدن در یک مسابقه یا دریافت یک جایزه دچار اضطراب یا خجالت شده باشد، نحوه بیان او متمرکز بر اصل احساس است، نه مانور دادن روی ارزشمندی آن جایزه. آنالیز نوع کلمات و لحن بیان به سادگی مرز میان یک تجربه واقعی و یک نمایش کلامی را تعیین می نماید.

راه حلهای جایگزین برای بیان موفقیت ها بدون ایجاد حس منفی

برای افتادن در دام این رفتارهای نامناسب چه باید کرد؟ نخستین گام، پذیرش دستاوردها و بیان مستقیم آن ها در زمان و مکان مناسب است. اگر اتفاق مثبتی در زندگی شما اتفاق افتاده است و می خواهید آن را با دیگران در میان بگذارید، احتیاجی به کسر شأن ساختگی یا غر زدن نیست. عبارت های مستقیم همراه با سپاس گزاری، بهترین جایگزین هستند.

استفاده از جملاتی که نشان دهنده قدردانی از شرایط یا کوشش های صورت گرفته است، بسیار بهتر از شکایت های ظاهری عمل می نماید. بیان ساده شادی بدون افتادن در دام زیاده روی یا مقایسه خود با دیگران، حس مثبتی در مخاطب ایجاد می نماید و نشان دهنده سلامت روانی و اعتمادبه نفس واقعی است.

تمرین خودآگاهی و آنالیز نیات کلامی پیش از صحبت کردن، راه حل عملی دیگری است. اگر قبل از بیان یک جمله از خود بپرسیم آیا هدف من ابراز واقعی احسنام است یا می خواهم دستاوردم را پنهان کارانه نشان دهم؟، می توانیم رفتارهای کلامی خود را اصلاح نموده و روابط پایدارتر و محترمانه تری بسازیم.

مثال ایرانی و ملموس از فخرفروشی پنهان (Humble-bragging) که احتمالاً در مهمونی ها، گروه های فامیلی یا استوری های اینستاگرام زیاد به چشمتان خورده:

1. کلافگی از کارهای اداری:

واقعاً دیگه خسته شدم از بس مجبورم برای تمدید پاسپورت کانادا و گرفتن ویزای شنگن بین سفارتخانه ها بدوم، هیچ وقت به کارهای شخصیم نمی رسم!

2. غر زدن از ماشین خریده شده:

این شاسی بلندهای تازه اصلاً به درد کوچه های باریک تجریش نمی خورند، هر بار می خوام پارک کنم استرس می گیرم!

3. شکایت از غذای رستوران لاکچری:

رستوران های بالای شهر فقط نام درکردن؛ دیشب استیک 5 میلیونی خوردیم اصلاً اون طوری که تو رم خورده بودم لذیذ نبود!

4. ناله از تکنولوژی تازه:

آیفون 17 پرو مکس خیلی بزرگه، اصلاً توی جیب کت دست دوزم جا نمیشه، واقعاً کلافه ام نموده!

5. مظلوم نمایی در شغل:

واقعاً خسته نماینده است که توی ارتقای شغلی تازهم مجبورم مدیریت 50 نفر رو برعهده بگیرم، دیگه وقت نمی کنم حتی یه قهوه بخورم.

6.شکایت از هدایای زیادی:

خونه مون دیگه جا نداره! از بس همکارها برای روز تولدم گل و هدیه فرستادن، مجبور شدم نصفش رو بفرستم برای سرایداری.

7. تظاهر به بی سوادی یا بی استعدادی:

واقعاً نمی دونم چطور با فقط دو روز درس خوندن رتبه دو رقمی کنکور ارشد شدم، فکر کنم اساتید تصحیح نماینده اشتباه کردن!

8. گله از مسافرت های مداوم:

چمدونم هنوز از سفر کیش باز نشده باید ببندمش برای سفر استانبول… واقعاً جابه جایی بین پروازها آدم رو فرسوده می کنه.

9. خجالت ساختگی از تعریف دیگران:

امروز توی تالار همایش وقتی استاد منو به عنوان فزونین پژوهشگر سال معرفی کرد، از خجالت آب شدم و دلم می خواست زمین دهن باز کنه!

10. غر زدن از دردسرهای زیبایی و تیپ:

واقعاً خسته شدم از بس توی خیابون ازم می پرسن کلینیک پوستت کجاست یا لباساتو از کجا می خری، کاش مردم کمتر دخالت می کردن!

11. ژست آدم های غرق در کار و بی احتیاج:

این شرکت های سرشناس ول کن نیستن! روزی سه بار زنگ می زنن پیشنهاد همکاری می دن، آقا من اصلاً وقت ندارم، بفهمید!

12. گله از معماری خانه:

این پنت هاوس ها با اینکه ویوی عالی دارند اما تمیز کردن 300 متر بنا واقعاً کمر آدم رو می شکنه!

13. تظاهر به حواس پرتی در امور مالی:

ان قدر سرم شلوغه که اصلاً نفهمیدم سود سودهای بانکی و سود سهامم این ماه واریز شده یا نه، کلاً فراموش کار شدم!

14. ناله از فرزند نابغه:

این بچه منو دیوونه نموده؛ از بس کتاب های انگلیسی می خونه اصلاً فارسی صحبت کردن یادش رفته!

15. نوستالژی بازی تکبرآمیز:

وقتی می بینم مردم تازه افتادن دنبال برندهای خارجی خنده ام می گیره؛ ما 10 سال پیش که این برندها تازه اومده بودن ایران می پوشیدیم!

16. شکایت از مهمان نوازی و محبوبیت:

دیگه خسته شدم از بس آخر هفته ها رفقا و فامیل بدون هماهنگی پامی شن میان باغ ما اطراف کردان، اصلاً استراحت نداریم!

17. ژست کمال گرایی در تناسب اندام:

از وقتی رفتم زیر نظر مربی اختصاصی، هرچی لباس گرون قیمت داشتم برام گشاد شده و مجبورم همه رو عوض کنم، چه خرج رو دستم گذاشت!

18. تظاهر به خاکی بودن:

من اصلاً آدم تشریفاتی نیستم؛ واسه همین برام مهم نبود که شام عروسیمون توی فلان هتل 5 ستاره سرو شد یا یه جای معمولی!

19. **افتخار به پرکاری غیرطبیعی:**

باور می کنید دیشب کلاً دو ساعت خوابیدم؟ آخه داشتم روی پروژه ای کار می کردم که قراره میلیاردها تومان سود بده.

20. شکایت از هوش بالای خود:

بزرگ ترین عیب من اینه که همه چیز رو خیلی سریع می فهمم، واسه همین حتا توی جلسات هیئت مدیره هم زود حوصلم سر میره!

جمع بندی نهایی

ارتباطات انسانی بر پایه اصالت و شفافیت بنا شده اند. کوشش برای متواضع به نظر رسیدن به وسیله شکایت های صوری یا ابراز خجالت های غیرواقعی، نتیجه ای جز سلب اعتماد و کاهش محبوبیت ندارد. آنالیز های روان شناسی نشان می دهد که پذیرش مستقیم موفقیت ها همراه با تواضع واقعی، بسیار ارزشمندتر از پنهان کردن آن ها در پشت نقاب های کلامی است. با اصلاح الگوهای گفتاری و افزایش خودآگاهی، می توانیم ضمن حفظ عزت نفس و اشتراک گذاری شادمانی های خود، روابطی عمیق، صادقانه و محبوب در جامعه برقرار سازیم.

منبع: یک پزشک
انتشار: 2 مرداد 1405 بروزرسانی: 2 مرداد 1405 گردآورنده: 90bux.ir شناسه مطلب: 2376

به "چرا فخرفروشی پنهان ما را در چشم دیگران محبوب نمی کند؟ روان شناسی رفتارهای ضد محبوبیت" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چرا فخرفروشی پنهان ما را در چشم دیگران محبوب نمی کند؟ روان شناسی رفتارهای ضد محبوبیت"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید